به گزارش خبرگزاری حوزه، در این متن مروری کوتاه خواهیم داشت بر وضعیت شیعیان منطقه ناردان جمهوری آذربایجان و محدودیتها و فشارهای مذهبی که در سالهای اخیر با آن مواجه بودهاند.
نارداران؛ روستایی که نامش با خون و ایمان گره خورد
اگر از باکو به سمت شمال شرق حرکت کنید، حدود بیست و پنج کیلومتر بعد، به روستایی میرسید که در نگاه اول شبیه دهها روستای دیگر ساحل خزر است؛ خانههای کوتاه، کوچههای تنگ، دریایی که از دور پیداست. اما همین که نام «نارداران» را بشنوید، برای بسیاری از شیعیان جهان چیزی بیش از یک نقطه روی نقشه تداعی میشود. نارداران، برای جامعه شیعه جمهوری آذربایجان، هم یک زیارتگاه است، هم یک خاطره تلخ، و هم نمادی از مقاومتی که هنوز تمام نشده.
سرزمینی که ایمانش را از دست نداد
آذربایجان در قانون اساسی، کشوری سکولار و جدا از نهاد دین تعریف شده است؛ با این حال، بخش بزرگی از جمعیت آن را مسلمانان شیعه تشکیل میدهند. هفتاد سال حکومت شوروی، دین را از فضای عمومی این سرزمین بیرون رانده بود؛ مساجد بسته شدند، روحانیون خانهنشین شدند، و نسلها بیآنکه حتی نماز خواندن را بلد باشند بزرگ شدند. اما نارداران یکی از معدود نقاطی بود که این فراموشی اجباری در آن کامل نشد. مردمش، حتی در سختترین سالهای سرکوب مذهبی شوروی، آیینهای شیعی را در خفا زنده نگه داشتند.
با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و استقلال آذربایجان، این بازگشت به هویت مذهبی در نارداران آشکارتر از هر جای دیگر این کشور بود. مردم روستا مسجد بازسازی کردند، مجالس عزاداری امام حسین(ع) را دوباره برپا کردند، و حوزه علمیهای به نام صاحبالزمان(عج) تأسیس شد تا نسل جدید طلاب را تربیت کند. نارداران بهتدریج تبدیل شد به چیزی که هیچ حکومت سکولاری از آن راحت نیست: یک جامعه کوچک با هویت دینی قوی و ریشهدار.
زیارتگاهی به نام بیبی رحیمه
در دل نارداران، بنایی قرار دارد که قلب تپنده مذهبی این روستاست:در دل نارداران، زیارتگاه رحیمهخاتون قرار دارد که به یکی از خواهران امام رضا(ع) منسوب است و از مهمترین اماکن زیارتی شیعیان این منطقه به شمار میرود. سالهاست که این زیارتگاه محل اجتماع مؤمنان است، بهویژه در ایام محرم و صفر که هزاران نفر از باکو و شهرهای اطراف برای عزاداری به آنجا میآمدند.
همین محبوبیت اما، در برهههایی از تاریخ معاصر آذربایجان، نارداران را به کانون توجه دستگاه امنیتی این کشور تبدیل کرد. گزارشهایی که در سالهای گذشته منتشر شده حاکی از آن است که ورود آزاد زائران غیربومی به این زیارتگاه، بهخصوص در ایام عزاداری، با محدودیتهایی مواجه شده و برخی مراسم بهطور محسوسی کوچکتر از گذشته برگزار میشده است. حتی حوزه علمیه صاحبالزمان(عج) نیز از این محدودیتها در امان نماند؛ در سال ۱۳۹۵ این بنا تخریب شد و مقامات محلی دلیل آن را تعریض خیابان اعلام کردند، در حالی که بسیاری از اهالی روستا این توجیه را نپذیرفتند.

خفقانی که اسمش را نمیبرند
آنچه بر نارداران گذشت، تنها یک حادثه نبود؛ نقطه اوج یک روند طولانی است. اگر بخواهیم زندگی روزمره یک شیعه معتقد در آذربایجان امروز را توصیف کنیم، باید از چیزی حرف بزنیم که نه در قانون نوشته شده و نه هیچ مقامی رسماً به آن اعتراف میکند، اما هر شیعهای که در آن کشور زندگی میکند آن را با پوست و گوشتش لمس کرده: یک خفقان خزنده و بیسروصدا.
حجاب یکی از روشنترین نمونههاست. سالهاست که پوشیدن حجاب در مدارس دولتی آذربایجان عملاً ممنوع است؛ دخترانی که میخواهند به آموزش دینی خانوادهشان پایبند بمانند، باید یا حجاب را کنار بگذارند یا از مدرسه دولتی محروم شوند. برگزاری آزادانه مراسم عاشورا نیز سالهاست با محدودیت روبهروست؛ پرچمهای «یا حسین» بارها توسط پلیس ضبط و به گفته شاهدان عینی، بیاحترامی شده، و ورود زائران غیربومی به مساجد و زیارتگاهها در ایام محرم با بازرسیهای سختگیرانه کنترل میشود. تعداد مساجد فعال در باکو، شهری با میلیونها نفر جمعیت شیعه، بهطرز عجیبی اندک است؛ درخواستهای ساخت مسجد جدید سالها بیپاسخ میماند یا رد میشود.
اما سنگینترین لایه این خفقان را باید در سرنوشت روحانیون شیعه جستوجو کرد. طلبهای که قدم در راه علوم دینی میگذارد، از همان آغاز مظنون شناخته میشود؛ برچسب «جاسوس تهران» یا «مخل نظم عمومی» آماده است تا بر پروندهاش بنشیند. طالح باقرزاده، طلبه و روحانی نامآشنای نارداران، خود نمونهای زنده از این سرنوشت است؛ مردی که سالهاست پشت دیوارهای زندان قوبوستان، بهایی سنگین برای صراحت کلامش میپردازد. حوزه علمیه صاحبالزمان(عج) در نارداران، که روزگاری کانون تربیت طلاب این منطقه بود، زیر بهانهای اداری با خاک یکسان شد؛ نشانهای آشکار از اینکه حتی سنگ و دیوار یک مدرسه دینی هم از چشم دستگاه امنیتی در امان نیست. طلبه جوان آذربایجانی امروز باید میان ایمانش و امنیت جانیاش یکی را انتخاب کند. آمارها هم این تصویر را تلختر میکنند: چندین هزار نفر از شیعیان جمهوری آذربایجان طی سالهای گذشته، تنها به دلیل شیعه بودن و برگزاری مراسم مذهبی، با بازداشت و زندان مواجه شدهاند.

پیوند علیاف با اسرائیل، در دل یک کشور مسلمان
سایه سنگین این خفقان را بیتردید باید در کنار جهتگیری راهبردی الهام علیاف در سیاست خارجی خواند؛ پارادوکسی که کمتر کشوری در جهان اسلام آن را تجربه کرده است. آذربایجان کشوری است که نزدیک به نود و پنج درصد جمعیتش مسلماناند و از این میان، دوسوم پیرو مذهب تشیعاند؛ حتی خود علیاف نیز رسماً شیعهمذهب معرفی میشود. با این حال، باکو در همان سالهایی که فشار بر نهادهای دینی داخلیاش را افزایش داده، رابطهاش با اسرائیل را به یکی از استوارترین محورهای سیاست خارجی خود بدل کرده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، آذربایجان تا ۴۰ تا ۶۵ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین میکند و در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ نزدیک به هفتاد درصد تسلیحات سنگین وارداتی خود را از تلآویو خریداری کرده است؛ همان پهپادهایی که به گفته تحلیلگران بینالمللی، نقش تعیینکنندهای در جنگ قرهباغ ایفا کردند. در سال ۲۰۲۳ نیز آذربایجان نخستین کشور اکثریت شیعه جهان بود که سفارت رسمی در تلآویو گشود. این نزدیکی، به گزارش برخی رسانههای منطقهای، مرز طولانی آذربایجان با ایران را به نقطهای حساس برای همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل بدل کرده است. بسیاری از تحلیلگران این همگرایی راهبردی را بیارتباط با حساسیت فزاینده باکو نسبت به نفوذ معنوی ایران در میان شیعیانش نمیدانند.











نظر شما